دیکشنری فارسی

deterge

معنی فارسی

پاک کردن شستن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē tu_rj´, di-/vt.

● پاک کردن (زخم و غیره)

تعریف انگلیسی

verb
  1. wipe away; to wash off or out, cleanse; chiefly in medical use: to clear away foul matter from the body “This drug is powerful enough to deterge” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «پاک کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن