دیکشنری فارسی

dethronement

معنی فارسی

خلع عزل از پادشاهي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of deposing someone; removing a powerful person from a position or office

واژه‌های دیگر با معنی «خلع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن