دیکشنری فارسی

detonator

UKdetəneitər US(noun) ['detə'neıtə

معنی فارسی

چاشني

معنی کامل و مثال‌ها

/det´'n āt´ǝr/n.

● (در بمب و دینامیت و مواد انفجاری) فتیله، چاشنی، خرج میانجی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a mechanical or electrical explosive device or a small amount of explosive; can be used to initiate the reaction of a disrupting explosive

واژه‌های دیگر با معنی «چاشني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن