دیکشنری فارسی

detract

USdıt'rækt

معنی فارسی

کاستن کاهيدن کم کردن گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē trakt´, di-/vt., vi.

(با: from) کاستن از (چیز دلخواه)، کم جلوه کردن یا دادن

frowning detracts from her beauty

اخم کردن از زیبایی او می‌کاهد.

detractors tried to detract from the value of her work

بدگویان کوشیدند ارزش کار او را کم کنند.

(نادر) تحقیر کردن

مترادف‌ها

verb active
Depreciate, disparage, etc. See under 1, in next entry.

واژه‌های دیگر با معنی «کاستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن