detract
USdıt'rækt
معنی فارسی
کاستن کاهيدن کم کردن گرفتن
معنی کامل و مثالها
/dē trakt´, di-/vt., vi.
● (با: from) کاستن از (چیز دلخواه)، کم جلوه کردن یا دادن
frowning detracts from her beauty
اخم کردن از زیبایی او میکاهد.
detractors tried to detract from the value of her work
بدگویان کوشیدند ارزش کار او را کم کنند.
● (نادر) تحقیر کردن
مترادفها
verb active
Depreciate, disparage, etc. See under 1, in next entry.