device dependent معنی فارسی وابسته به دستگاه واژههای دیگر با معنی «وابسته به دستگاه» genitourinary وابسته به دستگاه اداري تناسلي، جهاز تناسلي وادراري hiearchic مراتب، وابسته به سران روحاني، وابسته به دستگاه فرشتگان peptic گوارنده، هاضم، وابسته به گوارش