hiearchic معنی فارسی مراتب ، وابسته به سران روحاني ، وابسته به دستگاه فرشتگان واژههای دیگر با معنی «مراتب» hierarchies سلسله مراتب، پايه بندي، درجه بندي hierarchy سلسله مراتب، پايه بندي، درجه بندي pecking order سلسله مراتب، سلسله مراتب دانه چيني chain of command سلسله مراتب hierachy سلسله مراتب theholy orders مراتب روحانيون cryptochannel سلسله مراتب رمز، سيستم اجرايي رمز hierarchism اصول سلسله مراتب occupational hierarchy سلسله مراتب شغلي response hierarchy سلسله مراتب پاسخ