dialyze
معنی فارسی
تجزيه کردن
معنی کامل و مثالها
/dī´ǝ līz´/vt.
● (شیمی - پزشکی) دیالیز کردن یا شدن، تراکافت کردن یا شدن، تراکافتن
تعریف انگلیسی
verb
- separate by dialysis “Somebody ----s something” “Something ----s something”