دیکشنری فارسی

dialyze

معنی فارسی

تجزيه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´ǝ līz´/vt.

● (شیمی - پزشکی) دیالیز کردن یا شدن، تراکافت کردن یا شدن، تراکافتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. separate by dialysis “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تجزيه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن