دیکشنری فارسی

diatribe

UKdaiətraib US'daıət'raıb

معنی فارسی

سخن سخت انتقادتلخ

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´ǝ trīb´/n.

زخم‌زبان، انتقاد تلخ و ناسزاآمیز، شکندگری

his diatribes aroused the king's wrath

نکوهش‌های شدید او خشم پادشاه را برانگیخت.

مترادف‌ها

noun
1. Disputation, dissertation, disquisition.
2. Invective, philippic, strain of invective stream of abuse, reviling, tirade.

واژه‌های دیگر با معنی «سخن سخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن