دیکشنری فارسی

diction

UKdikʃənriz US'dıkʃən

معنی فارسی

بيان ، طرز بيان ، عبارت ،

انتخاب لغت براي بيان مطلب.

معنی کامل و مثال‌ها

/dik´shǝn/n.

● (طرز بیان به صورت لغات) واژبندی، واژپردازی، واژگزینی، کلمه‌بندی

his diction fits his style

واژگزینی او با سبکی که به کار می‌برد تناسب دارد.

Romantic poets rejected poetic diction

شاعران رومانتیک از واژپردازی شاعرانه روگردان شدند.

● (طرز گفتار وادای کلمات و طرز قرائت یا آواز) واژگویی، سبک (گفتار یا آواز)، فصاحت

● واژه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the articulation of speech regarded from the point of view of its intelligibility to the audience
  2. the manner in which something is expressed in words “use concise military verbiage"- G.S.Patton”

مترادف‌ها

noun
1. Style, phraseology, language, expression, mode or manner of expression, turn of expression, form of expression.
2. Choice of words, words employed, vocabulary.

واژه‌های دیگر با معنی «بيان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن