دیکشنری فارسی

digitate

معنی فارسی

پنجه اي انگشتي

معنی کامل و مثال‌ها

/dij´i tāt´/adj.

دارای انگشت، انگشت‌دار

a horse-like animal that instead of hooves has digitate hands and feet

جانوری اسب مانند که به جای سم دست و پای انگشت‌دار دارد

انگشت مانند، انگشتسان (digitated هم می‌گویند)

digitate projections at the end of each radio antenna

برآمدگی‌های انگشتسان در انتهای هر آنتن رادیو

واژه‌های دیگر با معنی «پنجه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن