digitate
معنی فارسی
پنجه اي انگشتي
معنی کامل و مثالها
/dij´i tāt´/adj.
● دارای انگشت، انگشتدار
a horse-like animal that instead of hooves has digitate hands and feet
جانوری اسب مانند که به جای سم دست و پای انگشتدار دارد
● انگشت مانند، انگشتسان (digitated هم میگویند)
digitate projections at the end of each radio antenna
برآمدگیهای انگشتسان در انتهای هر آنتن رادیو