finger-parted معنی فارسی پنجه اي انگشتي واژههای دیگر با معنی «پنجه اي» palmate پنجه اي، مانند کف دست، گسترده digitate پنجه اي، انگشتي digitiform پنجه اي، انگشتي semipalmate نيمه پنجه اي tetradactylous چهار پنجه اي potentilla جنس گياهان پنجه اي griffe بر جستگي پنجه اي شکل ته ستون palmation شکل پنجه اي (دربرگ) قسمت پنجه اي fingered انگشت دار، پنجه اي cinqfoil پنج انگشت، ارايش پنجه اي