dint
معنی فارسی
زور ضربت تورفتگي گودي
معنی کامل و مثالها
/dint/n., vt.
● زور، نیرو (امروز بیشتر به صورت by dint of به کار میرود)
we memorized the list by dint of repetition
ما فهرست را به زور تکرار از بر کردیم.
● محکم زدن، (با فشار) فرو کردن
she dinted her sharp nails into her own cheeks
او ناخنهای تیز خود را در گونههای خود فرو کرد.
● فرورفتگی، قرشدگی، جای ضربه (dent هم میگویند)
a deep dint in the car fender
فرورفتگی عمیق در گلگیر اتومبیل
● قر کردن، فرورفتگی ایجاد کردن
you can't dint it even with a hammer
حتی با چکش هم نمیتوان آن را غر کرد.
● (قدیمی) ضربه، کوبه
مترادفها
noun
1. Stroke, blow.
2. Dent, indentation.
3. Force, power. [Only in the phrase By dint of.]