دیکشنری فارسی

dint

UKdint USdınt

معنی فارسی

زور ضربت تورفتگي گودي

معنی کامل و مثال‌ها

/dint/n., vt.

زور، نیرو (امروز بیشتر به صورت by dint of به کار می‌رود)

we memorized the list by dint of repetition

ما فهرست را به زور تکرار از بر کردیم.

محکم زدن، (با فشار) فرو کردن

she dinted her sharp nails into her own cheeks

او ناخن‌های تیز خود را در گونه‌های خود فرو کرد.

فرورفتگی، قرشدگی، جای ضربه (dent هم می‌گویند)

a deep dint in the car fender

فرورفتگی عمیق در گلگیر اتومبیل

قر کردن، فرورفتگی ایجاد کردن

you can't dint it even with a hammer

حتی با چکش هم نمی‌توان آن را غر کرد.

(قدیمی) ضربه، کوبه

مترادف‌ها

noun
1. Stroke, blow.
2. Dent, indentation.
3. Force, power. [Only in the phrase By dint of.]

واژه‌های دیگر با معنی «زور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن