دیکشنری فارسی

disaccord

UKdisəkɔːd

معنی فارسی

مخالفت عدم موافقت ناسازگاري

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´ǝ kôrd´/vi., n.

● توافق نکردن، ناسازگاری کردن

● رجوع شود به: disagreement

تعریف انگلیسی

verb
  1. be different from one another “Something ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «مخالفت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن