دیکشنری فارسی

disaffirm

معنی فارسی

انکارکردن ردکردن نقض کردن بهم زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´ǝ fu_rm´, dis´-/vt.

(حرف خود را) پس گرفتن، عدول کردن، رویگردانی کردن، زیرقول خود زدن، پیمان‌شکنی کردن، منکر شدن (در مقابل affirm)

(تصمیم قبلی را) عوض کردن، تغییر رای دادن

واژه‌های دیگر با معنی «انکارکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن