دیکشنری فارسی

disavow

US'dısə'vau

معنی فارسی

ردکردن انکارکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´ǝ vou´/vt.

(مسئولیت یا اطلاع قبلی یا توافق قبلی و غیره) انکار کردن، حاشا کردن، ارندان کردن

he disavowed any knowledge of the conspiracy

او هرگونه اطلاع درباره‌ی توطئه را انکار کرد.

she disavowed the actions of her subordinates

او مسئولیت اعمال زیردستان خود را به عهده نگرفت.

* disavowal, n.

انکار، حاشا، ناخستویی، عدم قبول، ارندان

his disavowal of resposibility for the accident

حاشای او نسبت به داشتن مسئولیت در حادثه

مترادف‌ها

verb active
Disclaim, disown, deny, disallow.

واژه‌های دیگر با معنی «ردکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن