disproval معنی فارسی ردکردن ، اثبات کذب (چيزيرا) کردن ، دروغ نشان دادن واژههای دیگر با معنی «ردکردن» disclaim ردکردن، انکارکردن، قبول نکردن disprove ردکردن، اثبات کذب (چيزيرا) کردن، دروغ نشان دادن disallow ردکردن، نپذيرفتن، روانداشتن confutable ردکردن، مجاب کردن confutative ردکردن، مجاب کردن confute ردکردن، مجاب کردن disavow ردکردن، انکارکردن exception of judgl ردکردن داوريا دادرس island pullout مانور چرخاندن تخته موج براي ردکردن موج exchange zone فاصله 20 متري خط کشي شده براي ردکردن چوب