دیکشنری فارسی

disembowel

معنی فارسی

روده دراوردن از شکم دريدن

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´im bou´ǝl/vt.

● (امعا و احشا را درآوردن) دل و روده درآوردن، شکم دریدن

the hunters disemboweled the deer

شکارچیان دل و روده‌ی آهو را درآورند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. remove the entrails of “draw a chicken” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

verb active
Eviscerate, embowel, take out the bowels of.

واژه‌های دیگر با معنی «روده دراوردن از»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن