دیکشنری فارسی

embowel

معنی فارسی

روده دراوردن از درخاک نهادن درشکم (چيزي) قراردادن

معنی کامل و مثال‌ها

/em bou´ǝl/vt.

(مهجور) به طور ژرف در زمین غرس کردن (گیاه و درخت)، عمیق کاشتن

(نادر) در شکم (یا روده) قرار دادن

مترادف‌ها

verb active
1. Eviscerate, disembowel, paunch, gut, take out the bowels or entrails of, free from the viscera.
2. Embed, bury, hide, conceal.

واژه‌های دیگر با معنی «روده دراوردن از»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن