disinfecting UKdisinfektiŋ معنی فارسی ضدعفوني کردن واژههای دیگر با معنی «ضدعفوني کردن» antisepticize ضدعفوني کردن asepticize ضدعفوني کردن disinfect ضدعفوني کردن deodorize بوگرفتن از، ضدعفوني کردن fumigate بخاردادن، دود دادن، معطرکردن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي