دیکشنری فارسی

dismal

UKdizməl US'dızməl

معنی فارسی

دلتنگ کننده پريشان کننده ملالت انگيز شوم بدبختي اور

معنی کامل و مثال‌ها

/diz´mǝl/adj.

تیره، تاریک، سوت و کور

دلگیر، غم‌افزا، حزن‌انگیز

the dismal song of a bird that has lost her mate

نغمه‌ی غم‌افزای پرنده‌ای که جفت خود را از دست داده است

افسرده، غم‌زده، گرفته، اندوهگین

he had the dismal look of a defeated man

او قیافه افسرده‌ی آدمی شکست خورده را داشت.

مترادف‌ها

adjective
1. Cheerless, gloomy, dark, dull, dreary, lonesome.
2. Melancholy, mournful, sad, doleful, dolorous, sombre, lugubrious, funereal.
3. Horrid, horrible, terrible, dire, frightful.

واژه‌های دیگر با معنی «دلتنگ کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن