دیکشنری فارسی

dismissed

UKdizmist USdıs'mıst

معنی فارسی

روانه کردن مرخص کردن بيرون کردن مطرح نکردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having lost your job

واژه‌های دیگر با معنی «روانه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن