دیکشنری فارسی

disputatious

UKdispjuːteiʃəs

معنی فارسی

ستيزه جو ستيزه گر

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´pyōō tā´shǝs/adj.

اهل بحث و مجادله، جدلی، جستار جوی، اهل مشاجره (disputative هم می‌گویند)

مترادف‌ها

adjective
Cavilling, captious, contentious, quarrelsome, polemical.

واژه‌های دیگر با معنی «ستيزه جو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن