distaff
UKdistɑːf
معنی فارسی
چرخک کارزنانه
معنی کامل و مثالها
/dis´tef´/n., adj.
● دشکی، فرموک (چوبی که پنبه یا پشم را دور آن پیچیده و توسط دوک از آن ریسمان میگیرند)
● کارهای زنانه، امور نسوان
● (قدیمی) زن، زنان
● مونث، مادینه، مادرانه، مادری
* on the distaff side
از طرف مادر، از سوی مادر
تعریف انگلیسی
adjective
- the sphere of work by women
- the staff on which wool or flax is wound before spinning “female sensitiveness” “female suffrage”