trundl معنی فارسی چرخک غلتک بارکش کوتاه تراندن غلتاندن غلتيدن گشتن واژههای دیگر با معنی «چرخک» rowel چرخک، چرخک مهميز، چرم گرد سوراخ دارکه زير پوست اسب مي گذارند distaff چرخک، کارزنانه freewheel چرخک آزاد، کلاج جغجغه اي، با دنده ي خلاص حرکتکردن trundle چرخ کوچک، چرخک، چرخچه whirligig فرفره، چرخک، گردش reeling-machine ماشين نخ پيچي، چرخک reel نخ پيچ، چرخه ه چرخک، جهره