distorts
UKdistɔːts
USdıs'tɔ:ts
معنی فارسی
کج کردن پيچيدن بدشکل کردن بدنمايش دادن
کج کردن پيچيدن بدشکل کردن بدنمايش دادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن