دیکشنری فارسی

divagate

معنی فارسی

پرت شدن منحرف شدن پريشان گفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´vǝ gāt´/vi.

پرسه زدن، این سو و آن سو رفتن، ولگردی کردن

حاشیه رفتن، (از موضوع) منحرف شدن، از این شاخ به آن شاخ پریدن، پرت شدن

واژه‌های دیگر با معنی «پرت شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن