دیکشنری فارسی

diverted

UKdaivəːtid USdaı'və:tıd

معنی فارسی

برگردانيدن منحرف منصرف کردن تفريح دادن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. pleasantly occupied “We are not amused" -Queen Victoria”

واژه‌های دیگر با معنی «برگردانيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن