divulgate معنی فارسی فاش کردن لو دادن معنی کامل و مثالها /dǝ vul´gāt´/vt.● (نادر) فاش کردن، لو دادن واژههای دیگر با معنی «فاش کردن» disclose فاش کردن، اشکارکردن، افشاء کردن divulge فاش کردن، افشاء کردن، ابرازکردن unbosom (راز خود را) فاش کردن misprision گناه فرو گذاري از فاش کردن تبه کاري ديگران، خلاف کاري tell گفتن، فاش کردن، نقل کردن tellable گفتن، فاش کردن، نقل کردن uncloak بي رداکردن، فاش کردن unlock باز کردن، فاش کردن giveaway دست بدست دادن عروس و داماد، بخشيدن، فاش کردن manifest آشکار ساختن، معلوم کردن، فاش کردن