divulgement UKdaivʌldʒmənt معنی فارسی افشاء ابرازکردن قلع واژههای دیگر با معنی «افشاء» disclosure افشاء، بي پرده گويي، مطلب افشاء شده divulgence افشاء، ابرازکردن، قلع betrayal خيانت، افشاء سر. divulge فاش کردن، افشاء کردن، ابرازکردن revelator وحي دهنده، افشاء کننده . divulgation ابزارکندن، قلع، افشاء disclose فاش کردن، اشکارکردن، افشاء کردن self revelation خود اشکار سازي، مکاشفه نفس، افشاء افکار واحساسات شخصي.