دیکشنری فارسی

doable

UKdoubl US'du:əbəl

معنی فارسی

کردني انجام دادني تعميربردار

معنی کامل و مثال‌ها

/dōō´ǝ bǝl/adj.

شدنی، کردنی، انجام‌پذیر

واژه‌های دیگر با معنی «کردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن