دیکشنری فارسی

dolma

معنی فارسی

دلمه

معنی کامل و مثال‌ها

/dōl´mǝ/n., pl.

(از ریشه ترکی) دلمه

cabbage leaf dolma

دلمه‌ی برگ کلم

واژه‌های دیگر با معنی «دلمه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن