دیکشنری فارسی

gelatin

US'dʒelətən

معنی فارسی

دلمه ژلاتين سريشم

معنی کامل و مثال‌ها

/jel´ǝ tin, -ǝt'n/n.

ژلاتین (که از جوشاندن کله‌پاچه و یا شاخ و استخوان حاصل می‌شود)، ژله، لرزانک

صفحه‌ی کاغذ یا پارچه‌ی فرانما به رنگ‌های مختلف که برای ایجاد نورهای رنگارنگ روی چراغ‌های صحنه‌ی تئاتر و غیره قرار می‌دهند

سریش، چسب حیوانی (gelatine هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a colorless water-soluble glutinous protein obtained from animal tissues such as bone and skin
  2. an edible jelly (sweet or pungent) made with gelatin and used as a dessert or salad base or a coating for foods
  3. a thin translucent membrane used over stage lights for color effects

واژه‌های دیگر با معنی «دلمه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن