دیکشنری فارسی

dolour

معنی فارسی

پريشاني دلتنگي اندوه سينه سوزي محنت

معنی کامل و مثال‌ها

/dō´lǝr/n.

● املای انگلیسی واژه‌ی: dolor

تعریف انگلیسی

noun
  1. (poetry) painful grief

واژه‌های دیگر با معنی «پريشاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن