دیکشنری فارسی

doodle

US'du:dəl

معنی فارسی

ابله ، گول زدن، فريفتن، سروصدا کردن.

خطخطي کردن

به طور خودماني و دوستانه نواختن،

براي دوستان نواختن

معنی کامل و مثال‌ها

/dōōd´'l/n., vi.

ول گشتن، کار بی‌معنی کردن

(هنگام گوش دادن به نطق و غیره بدون هدف روی کاغذ عکس کشیدن یا نوشتن) خطخطی کردن

some of the students were doodling during the professor's lecture

بعضی از دانشجویان هنگامی که استاد درس می‌داد مشغول خط خطی کردن کاغذهای خود بودند.

(موسیقی - عامیانه) به طور خودمانی و دوستانه نواختن، برای دوستان نواختن

خطخطی (شده)

a sheet covered in doodles

ورقه‌ی خطخطی شده

مترادف‌ها

noun
1. Trifler, idler. See do little.
2. Simpleton, simple fellow.

واژه‌های دیگر با معنی «ابله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن