دیکشنری فارسی

pock

UKpɔkit

معنی فارسی

ابله جاي ابله

معنی کامل و مثال‌ها

/päk/n.

دانه‌ی آبله، زخم آبله

جای آبله، گودالچه (pockmark هم می‌گویند)

his face was covered with pockmarks

صورت او پر از جای آبله بود.

مترادف‌ها

noun
Pustule (as of small pox).

واژه‌های دیگر با معنی «ابله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن