دیکشنری فارسی

pock

UKpɔkit

معنی فارسی

ابله جاي ابله

معنی کامل و مثال‌ها

/päk/n.

● دانه‌ی آبله، زخم آبله

● جای آبله، گودالچه (pockmark هم می‌گویند)

his face was covered with pockmarks

صورت او پر از جای آبله بود.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a pustule in an eruptive disease
  2. mark with a scar “The skin disease scarred his face permanently” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

مترادف‌ها

noun
Pustule (as of small pox).

واژه‌های دیگر با معنی «ابله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن