doter معنی فارسی ابله پير خر خرفت. واژههای دیگر با معنی «ابله» doodle ابله، گول زدن، فريفتن gaby ابله، ساده لوح pock ابله، جاي ابله smallpox ابله variola ابله variolous ابله اي، ابله دار، مجدر pockmark جاي ابله، ابله گون کردن، گود کردن. schmo آدم ابله، آدم بيشعور، پخمه pock fretten ابله دار، ابله اي، مجدر pock marked ابله دار، ابله اي، مجدر