دیکشنری فارسی

doubting

UKdautiŋ US'dautıŋ

معنی فارسی

شک ترديد گمان شک داشتن ترديدکردن (از) چيزنامعلوم

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked by or given to doubt “a skeptical attitude” “a skeptical listener”

واژه‌های دیگر با معنی «شک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن