dout معنی فارسی خاموش کردن واژههای دیگر با معنی «خاموش کردن» extinguish خاموش کردن، فرونشاندن، پاک کردن turn off خاموش کردن fight the fire آتش خاموش کردن، آتش نشاندن curfew آيين خاموش کردن، ناقوس شب، زنگ سکوت magnetic blowout خاموش کردن مغناطيسي، وزش مغناطيسي burke خاموش يا پايمال کردن radar silence خاموش کردن موقتي رادارها، سکوت راداري light line خط خاموش کردن چراغ خودروها، خط چراغ جنگي wet blanket پتوي خيسي که براي خاموش کردن اتش بکار، رود، مايه ياس power down خاموش کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام خرابي برق يا قطع، عمليات ممکن است توسط کامپيوتر براي