دیکشنری فارسی

doyen

UKdɔiən US'dɔıın

معنی فارسی

بزرگتر ريش سفيد

معنی کامل و مثال‌ها

/dwå yan´/n.

● ارشد، شیخ (مثلا شیخ السفرا)، ریش سفید، پیش کسوت

Dehkhoda was the doyen of Iranian lexicographers

دهخدا پیش کسوت فرهنگ نویسان ایران بود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a man who is the senior member of a group “he is the dean of foreign correspondents”

واژه‌های دیگر با معنی «بزرگتر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن