nonus معنی فارسی بزرگتر بزرگ واژههای دیگر با معنی «بزرگتر» senior بزرگتر، مهتر، ارشد major بزرگتر، بيشتر، کبير greater بزرگتر، شهر و حومه و شهرکهاي اطراف آن elder بزرگتر، ارشد، پيشين doyen بزرگتر، ريش سفيد primus بزرگتر، بزرگ greater than بزرگتر از majordomo بزرگتر خانه، متصدي امور خانوادگي، ناظر macronucleus هسته بزرگتر، هسته سلولي بزرگتر. brown major براون بزرگتر، براون مقدم يا آنکه زودتر به آموزشگاه آمده است