دیکشنری فارسی

draff

معنی فارسی

درد لاي پس مانده اشغال فضله

معنی کامل و مثال‌ها

/draf/n.

تفاله (به ویژه تفاله‌ی مالت در آبجو سازی)، ته مانده، ته‌نشین، پس مانده

مترادف‌ها

noun
Refuse, lees, dregs, sediment, scum, rubbish, stuff, waste or worthless matter.

واژه‌های دیگر با معنی «درد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن