draff
معنی فارسی
درد لاي پس مانده اشغال فضله
معنی کامل و مثالها
/draf/n.
● تفاله (به ویژه تفالهی مالت در آبجو سازی)، ته مانده، تهنشین، پس مانده
مترادفها
noun
Refuse, lees, dregs, sediment, scum, rubbish, stuff, waste or worthless matter.
درد لاي پس مانده اشغال فضله
/draf/n.
● تفاله (به ویژه تفالهی مالت در آبجو سازی)، ته مانده، تهنشین، پس مانده
noun
Refuse, lees, dregs, sediment, scum, rubbish, stuff, waste or worthless matter.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن