dregs
معنی فارسی
درد لرد لاي سلف
معنی کامل و مثالها
/dregz/n.pl.
● درده، درد، تهنشست، لوش، لرد، کنجار
she drank her coffee down to the dregs
او قهوهی خود را تا ته خورد.
dregs had gathered at the bottom of the vinegar bottle
در ته بطری سرکه درده جمع شده بود.
● بخش بیارزش (از هرچیز)، تفاله، نخاله
the dregs of society
تفالههای اجتماع
● (مقدار کم باقیمانده از هرچیز) بقایا، پس مانده، باقیمانده
he spoke with some dregs of timidity still in his soul
در حالی که هنوز هم اثرات ترس در روحش باقی بود سخن میگفت.
مترادفها
noun plural
1. Sediment, lees, grounds, draff, feculence.
2. Dross, scum, refuse, draff.