dried up UKdraidʌp معنی فارسی چروکيده خشکيده پلاسيده . واژههای دیگر با معنی «چروکيده» wizened چروکيده، پرچين و چروک، ورچلسکيده crimple چروکيده کردن، مچاله کردن، چيندار کردن scarious داراي ظاهر خشک وپلاسيده، چروکيده، خشک crepey چروکدار، چروکيده، چروک خورده bullate تاول زده، تاول دار، داراي ظاهر تاول زده يا چروکيده crimpy منقبض، چروک دار، پيچيده . sunbaked افتاب پخته، در افتاب خشک شده، حرارت افتاب ديده .