دیکشنری فارسی

crimpy

UKkrimpiː

معنی فارسی

منقبض چروک دار پيچيده . موجدار چروکيده

معنی کامل و مثال‌ها

/krim´pē/adj.

● فرفری، دارای فرهای ریز، مجعد

crimpy hair

موی وز کرده، موی فرفری

● موجدار

● چروکیده

واژه‌های دیگر با معنی «منقبض»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن