crimpy
UKkrimpiː
معنی فارسی
منقبض چروک دار پيچيده . موجدار چروکيده
معنی کامل و مثالها
/krim´pē/adj.
● فرفری، دارای فرهای ریز، مجعد
crimpy hair
موی وز کرده، موی فرفری
● موجدار
● چروکیده