drill-box معنی فارسی تخمدان واژههای دیگر با معنی «تخمدان» fruiting body تخمدان، هاگدان، عضو مولد تخم يا هاگ. ovisac تخمدان، کيسه گراف ovaries تخمدان، مبيض ovarium تخمدان، مبيض ovary تخمدان، مبيض apple-core تخمدان سيب gynophore ساقه تخمدان gymnogynous برهنه تخمدان androecium تخمدان و پرچم، نافه oophorectomy تخمدان برداري