ovisac معنی فارسی تخمدان کيسه گراف معنی کامل و مثالها /ō´vi sak´/n.● رجوع شود به: ootheca● تخم کیسه، تخم گیر واژههای دیگر با معنی «تخمدان» fruiting body تخمدان، هاگدان، عضو مولد تخم يا هاگ. ovaries تخمدان، مبيض ovarium تخمدان، مبيض ovary تخمدان، مبيض drill-box تخمدان apple-core تخمدان سيب gynophore ساقه تخمدان gymnogynous برهنه تخمدان androecium تخمدان و پرچم، نافه oophorectomy تخمدان برداري