drivelled معنی فارسی اب دهان روان ساختن ، کودمانه حرف زدن ، بچگانه ياديوانه وارگفتن واژههای دیگر با معنی «اب دهان روان ساختن» drivel اب دهان روان ساختن، کودمانه حرف زدن، بچگانه ياديوانه وارگفتن slobber اب دهان، روان ساختن، با اب دهان تر کردن