دیکشنری فارسی

drivelling

معنی فارسی

اب دهان روان ساختن ، کودمانه حرف زدن ،

بچگانه ياديوانه وارگفتن

مترادف‌ها

noun
[Written also Driveling.]
1. Slaver.
2. Foolishness, folly, idiocy.

واژه‌های دیگر با معنی «اب دهان روان ساختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن