دیکشنری فارسی

dropping

UKdrɔpiŋ US'drɔpıŋ

معنی فارسی

قطره چکه جرعه اويز اب نبات افت کاهش تنزل سقوط

معنی کامل و مثال‌ها

/dräp´iŋ/n.

● انداختن

● (هر چیزی که می‌افتد) افتان، افتانه، پرتابه

● (جمع - سرگین جانوران) تپاله، پشگل، فضله، پیخال، براز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. coming down freely under the influence of gravity “the eerie whistle of dropping bombs” “falling rain”

واژه‌های دیگر با معنی «قطره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن