drowze معنی فارسی چرت زدن پينکي زدن جواب الودبودن سنگين کردن واژههای دیگر با معنی «چرت زدن» dozer چرت زدن، چرتي doze چرت، چرت زدن، بچرت گذرانيدن snooze چرت، خواب روز، چرت زدن drowse خواب الود کردن، کند شدن، چرت زدن. catnap خواب سبک وکوتاه، چرت کوتاه، چرت زدن. snoozle نوازش کردن، پوزه بخاک ماليدن (مثل سگ)، بخواب رفتن slumber خواب، چرت، پينکي calk درز کشتي را گرفتن، آهني که به نعل ميزنند، نعل زدن